یه زخم قدیمی و عمیق رو دوباره کندم..بدتر از درد خونریزی حس بدیه که راجع بهش دارم
هوا گرگ و میشه میرم تو بالکن که سیگار بکشم تو دلم اما پر از احساسات عجیب غریب و عذاب وجدانه از سکوت در برابر ابراز علاقه هاش.. از پشت بغلم میکنه و شونهی لختمو میبوسه همه چیز pause میشه دیگه فقط منم و علی و این حسی که دارم
حسی که سالها باهاش زندگی کردن باعث شده بود اونقدر عادی شه که الان بعد از چند سال نداشتنش و از یاد بردنش بفهمم چه نعمتی بوده..
حدس زدنش سخت نیست که من این حس و این بغلو برای تمام عمر میخوام اما نه با علی ،با کسی که تصمیمش برای هر روز صبح بیدار شدن کنار من این باشه
سارا هم بعد از داستانای زیادی که با هم داشتیم تصمیم گرفتم قطع رابطه کنم و هرچند الان خیلی مصمم هستم ولی مطمئنم امروزم نشه به زودی این اتفاق خواهد افتاد
آدمای پرروی دریده اصلا انتخاب مناسبی برای دوستی نیستن
: Theme BY
P I N K T H E M E
برچسب:
نویسنده: shallipass