یه بخشی از احساس من،وجود من شکسته شده
بلد نیستم چجوری درستش کنم.اصلا نمیدونم چمه دقیقا.فقط میدونم مثل همیشه نیستم.. به شدت شکننده،ضعیف،بی محابا و بی فکرم
الان دلم چی میخواد؟ تو بغل یکی گریه کنم؟ چرا زندگی اینجوریه؟ حس میکنم نوشتن از غم صرفا بیشترش میکنه.. حداقل ثبتش نکنم نمیدونم چرا همیشه حس میکنم بعدا خوندن اینا برام جالب قراره باشه.
نیاز دارم احساس مالکیت فردی رو دوباره حس کنم.اشکام یهو میگیره و قطع میشه
حتی نمیدونم از چی بنویسم حالم اونقدرا هم بد نیست که ممکنه تصور شه ولی یه غم عمیق ته دلمه
من آدم غمگینی بودم،کامیار غمگینترم کرد
: Theme BY
P I N K T H E M E
برچسب:
نویسنده: shallipass